
هزاران هزار بار خداروشکر می کنم که کتاب هست، هالیوود هست، فیلم هست، چشم دارم، می بینم، می تونم بخونم و ببینم. صد هزار بار خدای مهربونم رو شاکرم که گل ها رو آفرید تا هر روز به بیست و سه تا گل قشنگم نگاه کنم و باهاشون حرف بزنم و حالم بشه مثل حال خورشید، وقتی صبح ها پرتو های طلاییش رو روی صورتم میچسبونه و میبوستم.
خدارو شکر میکنم که با کتاب خوندن هام به یکجور خوددرمانی و خودشاد سازی و معنویت رسیدم. خداروشکر میکنم که دیوونه ی کتابم و وقتی به ورق های کاغذی کتاب هام دست می کشم روح و روانم نوازش می شه و سیراب می شم. خداروشکر میکنم که روزهایی بوده که با اشک رفتم سراغ کتاب و آرومم کرده. روزهایی بوده که با لبخند گشاد رفتم سراغ کتاب و لبخندم گشاد تر شده. روزهایی بوده که با اخم و عصبانیت رفتم سراغ کتاب هام و صورتم مثل گل باز شده و روحم شکفته شده.
خداروشکر میکنم که کتاب خوندن هام و کتاب خون بودنم روی اطرافیانم تاثیر گذاشته. روی تک تک اعضای خونواده ی جدیدی که توش قرار گرفتم. من شادم. من خوشحالم و آرومم. من خوشبختم و از خدای خودم و خودم ممنونم که سرنوشتم جوریه که سرگرمی های من کتاب و فیلم و حرف زدن با گل هاست.
کتاب جدید دوست داشتنی ای که خوندم چنگل های سیبری بود.چندین روزه خوندمش ولی هنوز فرصت نشده بود بیام پست بذارم. کتاب درباره شش ماه زندگی مردیه که جنگل های سیبری کنار دریاچه ی یخ زده ی بایکال رو برای موندن انتخاب می کنه. دما سی درجه زیر صفره و از هیچ آدمی خبری نیست. مشخصه کتاب تو دل بروییه. مگه نه؟:)
کتاب ,های ,میکنم ,گل ,هام ,ی ,میکنم که ,که با ,رفتم سراغ ,سراغ کتاب ,خداروشکر میکنم

درباره این سایت